تبليغاتX
ابسولوت با طعم خنده
ابسولوت با طعم خنده

 می بینی؟ دیگر چیزی برای بخشیدن ندارم... جز چشمانم...

که برای دیدن تو... می بندمشان... تا ابد می بندمشان...

 و تو... آرام باش عشق من... که قلبم نیز.... به احترام تو...

    از تکاپو می ایستد

نوشته شده در چهارشنبه 1385/12/09ساعت 12:6 توسط مانی | |